عبد الحي حبيبى
819
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
مانند بتپرستانيكه بت را مىپرستند دوست دارند . ولى چون المهدى مرا از ان بازداشت ، من هم مانند مردان زيرك و چالاك ، نفس خود را بازداشتم . شكر خداى لا شريك را ، كه هيچ چيزى در زمانه پاينده نيست . » حسين خليع خراسانى : ابو على حسين بن ضحاك بن ياسر و مشهور به خليع از شعراى بزرگ عربى عصر عباسى و اصلا خراسانيست كه از موالى سلمان بن ربيعه باهلى صحابى بود ، و در بصره بسال 162 ه 779 م تولد و در سنه 250 ه 864 م در بغداد وفات يافت ، و چون در جوانى با ابو نواس شاعر خمريات محشور گشت ، او هم در خمريات و مدح و مزاح و بيباكى شهرت يافت ، و او را خليع ( خيله و بيباك ) گفتند . او شاعر مطبوع و در شعر داراى تصرف نيكو بود ، و ابو نواس معانى مليح او را در خمريات ميگرفت ، و در سنه 198 ه 813 م بدربار امين پيوست و بعد از ان در مجالس خلفاى بغداد محشور بود . چون مامون از خراسان به بغداد آمد ، حسين خليع را بسبب ستايشى كه از برادرش امين كرده بود نپذيرفت ، و او هم در تمام عصر مامون در بصره بسر برد ، و بعد ازو المعتصم را مدح گفت و به بغداد برگشت . خليع داراى شعر رقيق و شيرينى بود ، و بارى معتصم را مدح كرد ، كه در جايزه آن دهان او را از جواهر پر كردند و بر منزلتش افزودند ، و از اشعارش برمىآيد ، كه به سن هشتاد سالگى رسيده بود ، و از معانى لطيف اوست : الا انما الدنيا وصال حبيب * و اخذك من مشمولة بنصيب و لم ار فى الدنيا كخلوة عاشق * و بذله معشوق ، و نوم رقيب « 1 » « زندگانى عبارت از وصال دوست و قدح بادهء سرد است ، و من در دنيا نعمتى را بهتر از خلوت عاشق ، و بذل معشوق ، و خواب رقيب نديدهام . » خلف احمر خراسانى : ابو محرز خلف بن حيان مشهور به احمر ، كه او و پدرش از موالى بلال
--> ( 1 ) - معجم الادباء 10 / 5